محمد مهدى ملايرى
56
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
يعنى از ابن عباس پرسيدند آيا پيامبر خدا ( ص ) به فارسى سخن گفت . پاسخ داد : بلى روزى سلمان بر او وارد شد حضرت به او فرمود : « به درستى و شادى » ( تندرستى و شادى ) محمد بن اميل گفت : گمان مىكنم اين عبارت بهجاى « مرحبا و اهلا » است : 2 - « عن جابر بن عبد الله ان النبى ( ص ) قال : يا اهل الخندق قوموا فقد صنع جابر سورا قال ابو العباس ثعلب انما يراد من هذا ان النبى ( ص ) تكلّم بالفارسية ، صنع سورا اى طعاما دعا اليه الناس » . « 1 » معنى آن اينكه جابر بن عبد الله روايت كرده كه پيغمبر ( ص ) خطاب به اهل خندق ( كسانى كه در كندن خندق پيغمبر را يارى مىكردهاند ) فرموده است برخيزيد كه جابر سورى برپا كرده است . و ابو العباس ثعلب ( يكى از علماى لغت و نحو عربى ) گفته است كه مراد از اين روايت اين است كه پيغمبر ( ص ) به فارسى تكلم فرموده ، صنع سورا يعنى طعامى فراهم آورده و مردم را به ضيافت خوانده . ( سور در فارسى به معنى وليمه و ضيافت است ) . سخن معروف سلمان كردند - نكردند به روايت البدء و التاريخ ، ج 5 ، در خلافت عثمان يا ( كرديد و نكرديد ) خطاب به آنان كه در ثقيفه بنى ساعده ابو بكر را به جانشينى پيغمبر ( ص ) برگزيده بودند در مآخذ اسلامى بدينگونه نقل شده : و ذكروا انه قال بالفارسية حين انتخبو ابا بكر خليفه فى سقيفة بنى ساعده كرديد و نكرديد « 2 » . لهجه او را هم در عربى لهجهء فارسى مىخواندند و گفتهاند « و كان سلمان يرتضخ لكنة فارسيه » . « 3 »
--> - قوى صورت تصحيح شدهء آن است . مرحوم دكتر محمد معين هم در ملحقات برهان قاطع آن را به همينگونه تصحيح كرده ولى اينكه آن را نمونهاى براى زبان پهلوى شمرده دور از احتياط است در روايت سخن از تكلّم پيغمبر به فارسى است نه پهلوى تحريف ناشى از تعريب هم در اصل عبارت عربى به اندازهاى كه نمىتوان با تصحيح احتمالى آن چنين حكمى قطعى بر آن مترتب ساخت به خصوص كه حرفها در آخر اين دو كلمه دليل بر پهلوى بودن آنها نيست و در كلمات فارسى هم نظائرى دارد . ( 1 ) . المعرّب ، ص 192 . ( 2 ) . الاحتجاج ، طبرسى ، ص 43 . ( 3 ) . لسان العرب در رضخ ( به المعرّب هم مراجعه شود ) .